حسين بن حسن خوارزمي

77

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى )

اللَّهِ جَمِيعاً به تقديم رساند تا در همه مراتب وجود مصون باشد ، لاجرم مىگويد مسألت مىنمايم كه مخصوص گرداند مرا در رقم بنانى و نطق لسانى و خطرات جنانى به « القاء سبوحى » كه آن عبارت است از « القاء خاص رحمانى » بىواسطهء ارواح مجرّده و نفس ناطقهء انسانى از وجه خاصى كه هر موجود راست با ربّ خويش . و نيز مىخواهم كه مرا اختصاص دهد به ارسال « نفس روحى » « 1 » و آن عبارت است از « فيض رحمانى » كه اولا فايض مىشود بر عقل اوّل و از او بر ارواح مجرّده مقدّسه ، و از ارواح بر نفوس حيوانيّه منطبعه . پس نفث روحى فيضى است حاصل از « روح القدس » كه حضرت رسالت از آن تعبير مىكند كه « إنّ روح القدس نفث فى روعى أنّ نفسا لن تموت حتّى تستكمل رزقها » ، و اختصاص مىطلبم در روع نفسى ، يعنى در آنچه حاصل مىشود نفس منطبعه را از القاى ملكى به واسطه نفس ناطقه . و اين القاء گاهى به واسطه ارواح مجرّده نيز مىباشد غير روح انسانى . و روع به ضم را و سكون واو نفس است ، و اينجا مراد وجهى است كه يلى قلب است كه آن را در اصطلاح قوم صدر خوانند . به تأييد اعتصامى كه آن حفظ است به « اسم عاصم و حفيظ » و در اين طلب اختصاص و مسألت ، تأييد و اعتصام احتراز است از القائات شيطانى و هواجس نفسانى . بيت : اين همه گفتيم ليك اندر بسيج * بىعنايات خدا هيچيم هيچ بىعنايات حق و خاصان حق * گر ملك باشد سياهستش ورق « 2 » فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً

--> ( 1 ) - عبارت متن « النفث الروحى » است ، و لكن خوارزمى در ترجمه آن ناظر به شرح قيصرى است كه گفت : « النفث هو ارسال النفس استعير لما يفيض من الروح » . ( ط 1 - ستون اول - ص 56 - س 21 ) . ( 2 ) - از دفتر اول مثنوى عارف رومى است ، و سيا مخفف سياه است .